بنی آدم اعضایی شرم آورند

23 01 2011

بنی آدم اعضای یک پیکرند؟

اگر سعدی اینها ز یکدیگرند

چو عضوی بدرد آمده پس چرا

که اعضای دیگر کلاهش برند

چه اعضا که عضو سیاه با زیند

که شیاد و سالوس بازیگرند

چه پیکر چه هیکل چه اندامی است

که اعضای آن زیر پا یا سرند

نه دستی که از هم گره واکنند

نه چشمی که بر درد هم بنگرند

چه اندام که اعضای آن روز و شب

سر هم برند و جگر می درند

چه اعضا که عاری ندارند هیچ

که عضو دگر را به درد آورند

گهی می کشند و گهی می زنند

گهی فروشند گهی می خرند

***

چه اعضای پیکر چه جای دگر

بنی آدم اعضایی شرم آورند


 





که انسانی خطر دارد(دربیت سایت جامع ادبی ایران)

7 01 2011

شبی گویا به درگاهی
سگی را گفته روباهی
«که ای نامرد نا لوطی
ز جان من چه می خواهی ؟ . . .

رجوع به مطلب اصلی در سایت بیت

Blogged with the Flock Browser




که انسانی خطر دارد

3 01 2011

شبی گویا به درگاهی
سگی را گفته روباهی
«که ای نامرد نا لوطی
ز جان من چه می خواهی ؟؟

 

چرا هی پارس می داری؟
مگر از من طلبکاری؟
چرا تو گاز می گیری؟
مگر دیوانه ای؟ هاری؟

 

چه اتفاقی افتاده
که مزدور گشته ای ساده؟؟
کنی خدمت به آنیکه
ترا انداخت قلاده

 

چرا دُم را بجنبانی
برای او که می دانی
ترا خواهد مرا گیری
و الا سنگبارانی

 

شده همبازیت یابو؟
و گوسفندانی پشمالو؟؟!
زمانی را که یادت نیست
شکارت بود «بوفالو»!!!

 

پدر سگ نوه شیری تو
به یک لقمه اسیری تو!
تو که زنجیرت هم بازست
چرا پس در نمی ری تو

 

غذای مفت و خوشمزه
ز دست آدم هرزه
به نرخ دم تکان دادن
و این قلاده می ارزه؟؟

 

ز حیوانی کنی غفلت
شبی آدم نهند اسمت
زبانم لال دور از جان
بلا نسبت بلا نسبت

 

ببخشا، رو به دیوار است
که این توهین بسیار است
بشر بودن چنان عاریست
که دور از هر سگ هار است

 

بشر شر را به سر دارد
که خنجر درکمر دارد
به حیوانی قناعت کن
که انسانی خطر دارد

 

بیا زین خانه ها بگذر
که تحقیرند سرتا سر
بیا با گشنگی خو کن
که از ذلت بود بهتر

 

اگر آدم پی نیرگ
اگرخود خواه و بی فرهنگ
اگر دستان او خونین
اگر سرگرمی او جنگ

 

تو حیوانی کن عاقل باش
به حیوانی تو قابل باش
مسایل را بگو بشنو
پی تحلیل مشکل باش

 

خدا را شکر حیوانیم
و حیوان نیز می مانیم
اگر چون شعر انسانها
من و تو قدر هم دانیم
»








دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.