بنی آدم اعضای یک پیکرند؟
اگر سعدی اینها ز یکدیگرند
چو عضوی بدرد آمده پس چرا
که اعضای دیگر کلاهش برند
چه اعضا که عضو سیاه با زیند
که شیاد و سالوس بازیگرند
چه پیکر چه هیکل چه اندامی است
که اعضای آن زیر پا یا سرند
نه دستی که از هم گره واکنند
نه چشمی که بر درد هم بنگرند
چه اندام که اعضای آن روز و شب
سر هم برند و جگر می درند
چه اعضا که عاری ندارند هیچ
که عضو دگر را به درد آورند
گهی می کشند و گهی می زنند
گهی فروشند گهی می خرند
***
چه اعضای پیکر چه جای دگر
بنی آدم اعضایی شرم آورند
به آن نسبت که ما نسبت نداریم 


